ماه 1 تو ازرا میرسه تا بهانه خوبی باشه برای این که باز هم ببخشم...
بازهم صبوری کنم
باز هم هی بگویم آدم که نباید فقط دهانش بسته باشد و چیزی نخورد،
باید با قلب و جانش روزه باشد...کمتر حرف بزنم و همین باعث شود کمتر دلخور شوم از کسی....
باز هم مهربانتر شوم هرچنذ مهربانی نبینم..اصلا یک جور دیگه ای شوم دنیا رو
کوچکتر از اونی ببینم که بخواهم خودم را معطلش کنم
.
قادر متعالم!
چه خوبه که این ماه مبارک تو هست و تو حساب همه چی این بنده هات رو داری که
باید نخورن تا کمی آروم بشن و به خودشون بیان
خدای مهربون من
ابن همه ادم لنگه به لنگه کنار همن بدون اینکه با هم کوچکترین تناسبی داشته
باشن...دارن شبشون رو روز و روزشون رو شب میکنن با هزاران کینه نهفته و
حرفهایی نزده ، که همه دلخوشیشون از فقیر و غنی ، شده آبرو داری پیش مردم و
زندگی کردن به خاطر حرف مردم ان هم به قیمتهای گزاف و از دست دادن بهترینها در
زندگیشون و این ماه رمصون تو چه به جا و به موقع به داد دلشون میرسه...حتی
اونیم که اعتقادی نداره به این گشنگی کشیدنها حال و روزش این روزها عرفانی تره
و کلا همه یک جورایی انگار آدمترن
.
خدایا همیشه دلم خواسته که نبودنم تو این دنیا بعد ماه مبارک باشه...زمانی که
خودمم حسم اینه که ادم ترم انگار
خدایا!
کمکم کن بعد ماه مبارکت هم این حس و حال رو داشته باشم..تموم نشه
برچسب:
نویسنده: مهران شمس